گفتنی های امیر فرشاد ابراهیمی
وب نوشتهای روزانه ... حرفها و حدیثها دردها و داغ ها.... گفتنی ها  و ناگفته ها  ....
مرداد 1385
www.flickr.com



دیروز امروز تا فردا
Video sent by farshad

جنبش شکوهنمد زنان ایران
Video sent by farshad

گزارشی از سفر نورانی احمدی نژاد
Video sent by farshad

خواهر انتظامی تو زنی و میزنی ؟
Video sent by farshad
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

آرشیو مطالب
فهرست موضوعی مطالب

روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 بهمن ماه سال 1384
اشغال حسینیه دراویش و دو روز  خونین  در قم

                                               

ظهر روز یکشنبه بیست و سوم بهمن ماه دراویش نعمت اللهی قم در حالی در پیاده روی خیابان ارم به نماز ایستاده بودند، که تصور نمی کردند عصر همانروز آن منطقه خیابان ارم در قلب شهر قم آبستن چه حوادثی است.کمی زودتر از ساعت چهار بعد از ظهرمردم که شاهد بسته شدن خیابان های اطراف به خیابان ارم بودند تک تک و دسته دسته از روی کنجکاوی به سمت این خیابان در حرکت بودند.دراویش نعمت اللهی قم و دراویشی که از سایر نقاط کشور بخصوص مناطق کردنشین به قم آمده بودند حدود ساعت چهار در پی حضور نیروهایی که خواستار بسته شدن این حسینیه بودند در پیاده روی خیابان ارم حدفاصل کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی تا کوچه آقازاده در حالی شاخه های گل گلایول سفید در دست داشتند و  واکنشی نشان نمی دادند به ردیف در پیاده رو نشسته بودند.از میان جماعت تماشاچی و افرادی که خواستار بسته شدن حسینیه بودند در حال صحبت و اعلام مواضع بود و زمانی که یک روحانی خواست تابه عنوان نماینده « طلاب حزب الله قم »  با دراویش وارد بحث شود نیروی انتظامی چهار اتوبوس را به داخل خیابان ارم و مقابل کوچه 2 متری که حسینیه دراویش در آن قرار دارد هدایت کرد و از جمعیت خواست تا سوار اتوبوس شده و خیابان را ترک کنند. در همین زمان شخصی که خود را رئیس کلانتری 11 قم معرفی می کرد ( سرهنگ عباس یاسینی )  شروع به صحبت کرد و خطاب به دراویشی که داخل حسینیه و بر بالای بام آن سنگر گرفته بودند اعلام کرد که یا با اتوبوس صحنه را ترک کنند یا ما دیگر نمی توانیم جلوی اقدام نیروی حزب الله را بگیریم.ناظران نزدیک به حسینیه گزارش دادند که زمانی که  یاسینی  پشت بلندگو اعلام کرد ما دیگر نمی توانیم جلوی اقدام نیروی حزب الله را بگیریم  روحانی حزب اللهی که بوی کول یکی از مخالفان رفته بود فریاد زد تا نیروی انتظامی نخواهد ما اقدام نمی کنیم.جمعیت هر لحظه بیشتر شده و مخالفان به شیوه همیشگی حزب الله با موتور و وانت به محل آورده می شدند  حوالی ساعت چهار عصر . چند نفر با لباس شخصی که یکی از آنها بی سیم در دست داشت به بالای اتوبوس رفتند، و به عنوان آخرین اخطار حزب الله از دراویش خواستند تا هر چه سریعتر از قم خارج شوند ٬ گفتنی است مخالفان از بلندگوی نیروی انتظامی برای بیان مخالفت خود استفاده می کردند . پس از این بود که نیروهای موسوم به حزب الله که جمعیتشان رفته رفته بیشتر می شد با شعار نیروی انتظامی حمایت حمایت و مرگ بر صوفیه، مرگ بر شریعت، صوفیه حیاکن شهر قم را رها کن با میله های آهنی برای شکستن درب حسینیه و سه نردبان برای بالا رفتن از دیوار حسینه به سمت حسینیه حمله ور شدند . در حالی که دراویش بر بام حسینیه چند چادر برپا کرده بودند و تعدادی از آنها بر بالای پشت بام از حسینیه مراقبت می کردند، دو جوان از دیوار بالا رفتند تا از پشت بام خود را به داخل حسینیه برسانند. در حالی که این دو جوان به پشت بام می رسیدند دروایشی که برای حفاظت از حسینیه بر بالای پشت بام سنگر گرفته بودند شروع به سنگ پرانی کردند و سنگ پرانی آنان از داخل جمعیت پاسخ داده شد.

نیروهای گارد ضد شورش در این زمان وارد صحنه شدند و خود را به کوچه حسینیه رساندند، در این زمان صدای نیروی انتظامی تشکر تشکر از میان جمعیت به گوش می رسید. نیروهای ضد شورش پس از چند دقیقه بازگشتند و دوباره وارد صحنه شدند و در حالی که از دیوار خود را به پشت بام حسینیه می رساندند اولین گلوله گاز اشک آور شلیک شد.

در حالی که جمعیت برای فرار از گاز خود را از صحنه دور می کردند نیروهای ضد شورش که حدود 20 نفر بودند خود را به بالای پشت بام حسینیه رساندند و شلیک گازهای اشک آور ادامه پیدا کرد و در همین حال دراویش با پرتاب سنگ و آجر از خود دفاع می کردند. با مقاومت و افروختن آتش بر بالای حسینیه نیروهای ضد شورش امکان پیشروی نداشتند و با شلیک مداوم گاز اشک آور که تعدادی از آنها توسط دراویش به داخل خیابان بازگردانده می شد کنترل اوضاع را در دست گرفتند.

در هر گوشه این خیابان آتشی افروخته شده بود و برای حفاظت مردم از گاز یک لاستیک را نیز مقابل کوچه حسینیه آتش زده بودند.

حداقل 3 ماشین آبپاش آتش نشانی به ترتیب بر بالای حسینیه آب می پاشید و آژیر آمبولانس ها و اتومبیل های نیروی انتظامی و صدای شلیک گلوله صحنه جنگی به آن منطقه بخشیده بود و جمعیت زیادی را به آن سو می کشید.

تا ساعت 7 شب هنوز درگیری ادامه داشت و هزاران نفر از مردم به تماشا ایستاده بودند. بوی ده ها گاز اشک آور شلیک شده تا فاصله زیادی از منطقه درگیری کامل محسوس بود.

حدود ساعت 5 برخی که موبایل داشتند می گفتند موبایل ها در این منطقه قطع شده است. و از حدود ساعت 6 برق منطقه به کلی قطع شده و خیابان در تاریکی فرو رفته بود.

در همین حال سه ماشین آب پاش ضد شورش که هیچ آرمی بروی خود نداشت و برنگ سیاه بود از دوسوی خیابان به حسینیه نزدیک شده و با فشار آب جوش جمعیت را متفرق نموده و نیروهای ضد شورش که از فرم لباس سربازان مشهود بوده متعلق به سپاه پاسداران می باشند با پرتاب نارنجک اشک اور سعی به وارد شدن داخل حسینیه داشتند . هر دو سوی خیابان با دو اتوبوس بسته شد   صدای انفجار و آژیر آمبولانسها و ماشینهای پلیس تا ساعاتی از شب ادامه داشته . گفتنی است تا شب دوشنبه ۲۴ بهمن ماه وضعیت حسینیه و خیابان ارم ناآرام بوده و دراویش و نیروهای حزب الله و انتظامی همچنان در جنگ و گریز و مقاومت می باشند .


برای عضویت « گفتنی ها» نام کاربری وبلاگ خود را وارد نمائید
نام کاربری
آمار مراجعه کنندگان : 340286


Powered by BlogSky.com

Creative Commons License
کلیه حقوق این وبلاگ بر اساس قرارداد آلمانی پروانه کریتیو لایسنس متعلق است به امیر فرشاد ابراهیمی و استفاده از آنها بدون درج نام نویسنده و یا نام وبلاگ مجاز نمی باشد . This work is licensed under a Creative Commons Attribution 2.0 Germany License.
فهرست 100 مطلب آخر


زاده شدم در بیست و سه مرداد 1354 فارغ التحصیل دبیرستان البرز تهران 1372 دانش آموخته دانشگاه هنر ؛ کارشناسی کارگردانی سینما 1376 کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران 1381 دانش آموخته در مقطع دکترای حقوق بشر دانشگاه خاورمیانه آنکارا – ترکیه 2006 دوازده ساله بودم که به عنوان بسیجی به جبهه جنگ تحمیلی رژیم بعثی بر ایران پیوسته ؛ پس از پایان جنگ و اخذ دیپلم به نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوسته .در سال 1372 به فرمان علی خامنه ای رهبر حکومت ایران همراه با تنی چند از سرداران و افسران سپاه "انصارحزب الله " را راه اندازی نمودم . در این گروه بمدت شش سال همکاری ام در سمتهای عضو موسس و عضو شورای مرکزی و همچنین دبیر سیاسی ادامه داشت تا که در سال 1378 در واقعه یورش نیروهای حزب الله به خوابگاه کوی دانشگاه تهران در اعتراض به این عمل از عضویت خویش استعفا داده و با حضور در میان دانشجویان با سخنرانی افشاگرانه ای رهبر حکومت ایران را مسئول این حادثه دانسته .بعد از این عمل بود که به مدت هشت ماه بصورت خودسرانه در بازداشت سپاه بودم که نهایت با پیگیری رئیس جمور وقت خاتمی و مجلس ششم موسوم به اصلاحات ابته تحت فشار افکار عمومی ومطبوعات آزاد شدم . پس از آزادی از زندان نیز مجددا در حضور دکتر شیرین عبادی وکیل مدافع خویش و دیده بان حقوق بشر الهه هیکس تمامی آنچه را که از نیروهای حزب الله و اقدامات خرابکارانه شان میدانستم در نواری تصویری افشا نمودم . این ویدئو به سرعت در داخل و خارج از کشور پخش شده و مورد توجه رسانه هایی بین المللی و مطبوعات مستقل از حاکمیت قرار گرفت . تاوان این عمل چهل و هشت ماه بازداشت بوده که به مدت 18 ماه آن انفرادی بوده ، این پرونده به عنوان نوارسازان معروف شد و سرآغاز تنش بین مجلس ششم و قوه قضائیه گردید ، مجلس با تشکیل هیات تحقیق و تفحص در مورد این پرونده و اظهاراتم خواهان آزادی من و بازداشت نیروهای خودسربود و قوه قضائیه محافظه کار در پی محکومیت بی چون و چرای من . دست آخر در پی فشار سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر و عفو بین الملل و همچنین جریانهای مدافع حقوق بشر و افکار عمومی و مطبوعات به صورت موقت آزاد شدم . در سال 1382 در حالیکه از مراسم سخنرانی ای در سالگرد واقعه 18 تیر از دانشگاه تهران خارج می شدم بهمراه دکتر کشانی از معاونان دانشگاه تهران مورد سوء قصد قرار گرفتیم ویک گلوله از پنج گلوله شلیک شده نصیب من شد ! و به بیمارستان منتقل شدیم ،در این زمان در حالی که هم به اتهامات جدید مورد پیگرد بودم و هم حکم ده سال زندان و دو سال تبعید من تائید شده بود دادستانی به جای پیگرد ضاربین از تلویزیون و رسانه ها خبر تحت پیگرد بودن مرا صادر کرد و اینچنین بود که مجبور به ترک ایران شدم . از آن زمان تا به حال همچنان بر عهد خود با مردم ایران که همانا رسوایی این نظام بوده است امیدوارم وفادار مانده باشم ، انتشار دو کتاب به نامهای " ازسربند تا چشم بند " و " جمهوری اشباح " که البته هر دو پس از انتشار مورد توقیف قوه قضائیه قرار گرفته . وهمچنین ده ها مقاله و مصاحبه و یادداشت پیرو آن عهد است . در خاتمه هیچ ندارم بگویم جز اینکه از اینکه زمانی حامی این نظام بودم و در قوام دادن آن سهیم شرمسارم . همین ! br>

×